کاربر جدید هستید ؟

شبکه اجتماعی شبهای بارانی یک شبکه اجتماعی قدرتمند مبتنی بر وب است که کاربران آن می‌توانند یک ارسال با طول بیشتر از 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروه‌ها، کارمندان، همکاران و انجمن‌ها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آر‌اِس‌اِس می‌توانند تازه ترین‌های سایت را پیگیری نمایند. شبکه اجتماعی شبهای بارانی توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبال پذیر است .

عضویت در سایت




آخرین آنلاین ها

آخرین رویدادها

mahan آسیاب خداوند به آهستگی میچرخد،اما خیلی ریز آسیاب می‌کند./جنایت در کریسمس
iraj زندگی یعنی : اعتماد کردن به احساسات استفاده از فرصتها درس گرفتن از گذشته و درک اینکه همه چیز تغییر خواهد کرد
iraj به ”تـــو” کـــــه میرسـم مکـث میکنـم انگـار در زیبایـی ات چیزی را جا گذاشتـه ام در صـدایت، آرامـش را در چشـم هایـت، زندگـی را در ”تــو” تمام مـن را به ”تـو”کـه میرسم مکث میکنـ
iraj هر روز عاشقانه تر می نویسم تا تمام زنان این سرزمین تب کنند در حسرت داشتن معشوقه ای شبیه تو دوست دارم
mahan بیشتر وقت ها، افکارم چون به کلمات متصل نمیشوند، مه آلود می‌مانند. شکل‌های مبهم و غریبی به خود می‌گیرند و بعد ناپدید می‌شوند: فوراً فراموششان میکنم.
iraj http://photos03.wisgoon.com/media/pin/photos0...332779.jpg
محمدرضا خخخخخخ
رضا روزی یک معلم در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تخته‌سیاه کرد: 9*1=7 9*2=18 9*3=27 9*4=36 9*5=45 9*6=54 وقتی کارش تمام شد به دانش‌آموزان نگاه کرد، آن‌ها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و شروع به خنده کردند. وقتی او پرسید چرا می‌خندید، یکی از دانش‌آموزان اشاره کرد که معادله اولی اشتباه است. معلم پاسخ داد: "من معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم، تا درسی بسیار مهم به شما دهم. دنیا با شما همین‌گونه رفتار خواهد کرد. همان‌طور که می‌بینید من 5 معادله را درست نوشتم، اما شما به آن‌ها هیچ اهمیتی ندادید! همه‌ی شما فقط به خاطر آن یک اشتباه به من خندیدید و من را قضاوت کردید. دنیا همیشه به خاطر موفقیت‌ها و کارهای خوب‌تان از شما قدردانی نمی‌کند، اما در مقابل یک اشتباه سریع با شما برخورد خواهد کرد. پس قوی‌تر از قضاوت‌هایی که همیشه وجود خواهند داشت باشید!"
maryam111 دست از عربده بردار که در گوش فلک نعره ای نیست که شرمنده ی خاموشی نیست ، ای بسا مرد که عریان به سیاهی زد و رفت مرگ - پوشیده بگویم - به کفن پوشی نیست ، جان ققنوسان را از شرر مرگ چه باک خاطر سوخته را بیم فراموشی نیست !
maryam111 نام تو ریخته ست شکر در ترانه ام بوی تو شور در غزل عاشقانه ام ، از جمله داغ های جهان ، داغت ای عزیز آورده ابرهای جهان را به خانه ام ، باور نمی کنم که تو باشی ، عزیز من کوهی که آرمیده چنین روی شانه ام ، باور نداشتم که غمِ نازنین تو آشوب افکند به من و آشیانه ام ، دریای دوردست که از یاد برده ای نامِ مرا که دورترین رودخانه ام ، دستی برآر و مثل اناری مرا بچین ترسم که انتظار کند دانه دانه ام !